سيد علي اكبر قرشي

194

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

مردم مانند يال كفتار بر من گرد آمدند از هر طرف بر من ازدحام مى كردند ، تا جائى كه حسنين ( عليهما السلام ) زير پا ماندند . ديگرى دربارهء بيعت ابى بكر كه به اهل مصر مى نويسد : چون رسول خدا صلى الله عليه و آله از دنيا رفت مسلمانان در امر خلافت منازعه كردند ، به خدا قسم حتّى به فكر من خطور نمى كرد كه عرب خلافت را از اهل بيت آنحضرت كنار كند و نه فكر مى كردم كه از من بگيرند « فما راعنى الّا انثيال الناس على فلان يبايعونه » نامهء 62 ، 451 ، مرا مرعوب نكرد مگر ازدحام مردم بر ابو بكر كه بيعت مى كردند ، ظاهرا نظر امام به بيعت دوم ابى بكر است بعد از توطئه سقيفه . ثوى : ثواء : اقامت . « ثوا بالمكان ثواء : اقام » مثوى محل اقامت ثاوى : اقامت كننده از اين ماده شش مورد در « نهج » آمده است دربارهء اهل بهشت فرموده : « و زحزحوا عن النار ، و الطمأنّت بهم الدّار ، و رضو المثوى و القرار » خ 190 ، 282 ، از آتش كنار گشته ، بهشت بر ايشان مطمئّن شده و از اقامتگاه و قرارگاه راضى شده‌اند . « مثاوى » جمع مثوى است چنان كه در خ 192 ، 290 آمده « بمثاوى خدودهم » يعنى جايگاههاى صورتشان يعنى قبرها . و در مقام موعطه فرموده : « عباد الله انكم و ما تأملون من هذه الدنيا اثوياء مؤجلون » . اثوياء جمع ثوى به معنى ميهمان است در لغت آمده : « اثوى فلانا اضافه » يعنى او را وادار به اقامت كرد ، بندگان خدا شما و خواسته‌هايتان در اين دنيا ميهمانان مدتّ دار هستيد و الحمد لله و هو خير ختام 15 ، 11 ، 1369 .